طبقه بندی مشاغل
طبقه بندی مشاغل را از زوایای مختلفی میتوان بررسی کرد؛ اما در این مقاله از سیمپل اچ آر، نمیخواهیم وارد قوانین اداره کار و دستورالعملهای صادرشده توسط این سازمان شویم، درعوض میخواهیم کاربردی و عملی ببینیم که چطور میتوانیم از این کار، برای بهبود انگیزه، عملکرد و بهبود تعامل پرسنل با سازمان استفاده کنیم. پیشنهاد میکنیم در کنار این مقاله، تعریف شغل را نیز مطالعه کنید تا درک دقیقی از این مفهوم بهدست آورید.
طبقه بندی مشاغل چیست؟
بهطور ساده، طبقه بندی مشاغل «فرآیند شفافسازی نیازمندیهای لازم برای کارکردن در هر موقعیت شغلی سازمان است» یا «سیستمی که به مدیران سازمان اجازه میدهد تا مشاغل و عنوان داخل سازمان و تناسب آنها را مورد سنجش قرار دهند». در تعاریف مختلفی که ارائه شده است، دو کلمه در آنها مشترک است: «سیستم» یا «فرآیند». پس مهمترین چیزی که از این موضوع باید در ذهن نگهداریم، این است که طبقه بندی مشاغل یک «اتفاق» یا «پروژه» نیست؛ بلکه «فرآیندی ادامهدار» یا «سیستمی همیشگی» است که در تلاش است بین عناصر زیر تناسب ایجاد کند:
- عنوان شغلی (Job title)
- شرح شغلی (Job Description)
- مزایای شغلی (Compensation)
زمانی که تناسب در سازمان ایجاد و طبقه بندی مشاغل اجرا میشود، اصطلاحاً گفته میشود که سازمان با پرسنل خود عادلانه برخورد میکند. فرضاً اگر به شحصی گفته میشود «مدیر» به اندازه یک مدیر، شرح شغل، اختیارات و مسئولیت دارد و به همان اندازه، مزایای شغلی دریافت میکند و وقتی به فردی گفته میشود کارشناس نیز به همین ترتیب هست، این تناسب و شفافیت، مزایای فراوانی برای سازمان بههمراه دارد که در ادامه، بیشتر درباره آن صحبت میکنیم.
یک نمونه از سازمانهایی که درحال استفاده از طبقه بندی مشاغل هستند، ارگانهای نظامیاند که سلسلهمراتب کاملاً مشخص و شفافی را از سطح سرباز تا سرلشکر طی میکنند. البته این به این معنی نیست که باید همه مانند ارگانهای نظامی، سلسلهمراتب و طبقهبندی در شغلهای خود را انجام دهند؛ بلکه هر سازمان، مانند اثر انگشت هرشخص، راهکار و مدل خاص و اختصاصی خودش را دارد.
چرا باید طبقه بندی مشاغل انجام دهیم؟
تصور کنید شما یک تیم توسعه سایت ۵۰ نفره دارید که همه افراد داخل این تیم، درحال کارکردن بهعنوان برنامهنویس هستند (مثلاً همگی توسعهدهنده net.)، اما حقوقی که به ضعیفترین شخص پرداخت میکنید، چیزی حدود ۲۰ درصد حقوقی است که به قویترین شخص پرداخت میکنید؛ یعنی یک اختلاف ۵ برابری در حقوق پرداختی بین افراد تیم شما وجود دارد. علاوهبراینها، افراد زیادی، از ضعفترین تا قویترین، در تیم شما هستند که متوجه دلیل این تفاوت در پرداخت حقوق نمیشوند و مبنای تصمیمگیری شما را برای این اختلاف در پرداخت، درک نمیکنند. طبقه بندی مشاغل اینجا وارد میشود و تلاش میکند که یک دیالوگ مشترک بین سازمان و پرسنل ایجاد کند که این دیالوگ، ارزشهایی که برای سازمان در پرداخت دستمزد وجود دارد را شفاف میکند و به پرسنل سازمان میگوید که مدیر سازمان برای پرداخت حقوق، مثلاً به سطح مهارت، تجربه در صنعت، کار تیمی و توانایی تحویل بهموقع پروژهها نگاه میکند نه تعداد فرزند پرسنل، ساعات کاری یا مدرک تحصیلی.
- طرح طبقه بندی مشاغل برای جلوگیری از فساد
همان تیم ۵۰ نفره برنامهنویس را درنظر بگیرید. فرض کنید که شما مدیرعامل مجموعه هستید و احساس میکنید که مدیر این تیم ۵۰ نفره، به افراد تیم بهصورت ناعادلانه حقوق پرداخت میکند یا به افرادی که رابطه شخصی و دوستانهای دارد، بیشتر حقوق میدهد. علاوهبراین، شما نمیتوانید هربار وارد جزئیات و ریزپرداخت حقوق شوید. شما در چنین وضعیتی میتوانید با استفاده از طبقه بندی مشاغل و مشترککردن دیالوگ خود و مدیرتان، تا حد خوبی (قطعاً نه بهصورت کامل) جلوی این اتفاق و ناعدالتی داخل سازمان را بگیرید.
- طرح طبقه بندی مشاغل برای پیشرفت پرسنل
زمانی که شما طبقه بندی مشاغل را در این تیم ۵۰ نفره پیادهسازی میکنید، از ضعیفترین تا قویترین فرد سازمان، دلایل موفقیت یا عدم موفقیت خود را پیدا میکنند و درنتیجه، اگر بخواهند، میتوانند در مسیر پیشرفت شغلی خودشان در آن موقعیت شغلی و آن تیم را راحتتر طی کنند. برای مثال، کارشناس تازهوارد شما متوجه میشود که اگر بخواهد پیشرفت کند، باید یک سال سابقه فعالیت خود را زیاد کند، چند مهارت جدید کسب کند و یک پروژه موفق داشته باشد.
طبقه بندی مشاغل مناسب کجا باید استفاده شود؟
طبقه بندی مشاغل معمولاً در فضاهایی که تنوع شغلی پایینی وجود دارد، کارساز است. برای مثال، اگر شما یک تیم ۱۰ نفره داربد که هر شخصی، یک کار خاص انجام میدهد، یک نفر طراح گرافیک، یک نفر دیجیتال مارکتینگ، یک نفر فروش، یک نفر طراح سایت و به همین ترتیب، بقیه افراد تیمتان یک کار مشخص انجام میدهند، نمیتوانید طبقه بندی مشاغل را انجام دهید؛ زیرا ملاکهایی که برای موفقیت توسعهدهنده سایت است، در مقایسه با طراح گرافیک یا کارشناس فروش، کاملاً با یکدیگر متفاوت است.
اما مثلاً اگر یک تیم فروش ۲۰ نفره، یا مرکز تماس ۱۰۰ نفره داشتید، میتوانستید این کار را انجام دهید. به عبارت دیگر، طبقه بندی مشاغل تنها درصورتی میتواند موفق باشد که شرح شغل و خروجی که از افراد آن تیم توقع دارید، کاملاً با یکدیگر مشابه باشد. مانند مرکز تماس ۱۰۰ نفره که از همگی توقع میرود بهدرستی پاسخگوی مشتریان باشند و دستورالعملهای مشخصی را در مواجه با چالشها انجام دهند. حتی اگر بخواهیم ریزتر صحبت کنیم، فرآیند طبقهبندی سوپروایزرها از سرپرستان و کارشناسان در همان مرکز تماس نیز با یکدیگر تفاوت دارد.
تفاوت طبقه بندی مشاغل با ارزیابی عملکرد چیست؟
طبقه بندی مشاغل و ارزیابی عملکرد، در کنار اشتراکاتی که با یکدیگر دارند، تفاوتهایی نیز دارند که به شرح زیر است:
- بیشترین تمرکز در فرآیند طبقهبندی، شفافسازی وضعیت موجود پرسنل سازمان و شفافکردن ملاکها و ارزشهایی است که درحال حاضر، در سازمان براساس آن حقوق و مزایا پرداخت میشود. اما بیشترین تمرکز در ارزیابی عملکرد، بهبود عملکرد آینده، ارائه بازخورد سریع از نحوه انجام کار و ایجاد احساس دیدهشدن در سازمان است.
- میتوان در طبقه بندی مشاغل ، قسمتی را منوط به ارزیابی عملکرد افراد کرد، اما نمیتوان در ارزیابی عملکرد، طبقهبندی را دخالت داد. به عبارت سادهتر، در طبقهبندی شغلهای سازمان میتوانید بگویید که اگر فردی، سه دوره متوالی عملکردی مثبت داشته باشد، میتواند به سطح بالاتری از شغل خود برود، اما نمیتوانید در ارزیابی عملکرد بگویید عملکرد پرسنل در سازمان، به سطح شغلی آنان بستگی دارد و اگر فردی سطح بالاتری دارد، عملکردش نیز بهتر است.
- ارزیابی عملکرد توجه به عملکرد افراد بهصورت روزانه، هفتگی و ماهانه دارد اما عموماً فرآیند طبقهبندی، در کوتاهترین بازه ممکن، حداقل دیدی یکساله به سازمان دارد.
- از اصلیترین اهداف طبقه بندی مشاغل ، درستشدن نظام جبران خدمات است یا به عبارت سادهتر، مشخصشدن سیستمی است که سازمان براساس آن حقوق پرداخت میکند. اما هدف اصلی ارزیابی عملکرد، بهبود عملکرد ازطریق آموزش سازمانی، پاداش و جریمه یا حتی اخراج کارمند است. حال ممکن است که در طبقهبندی نیز، برای ارتقای شغلی، زیرساخت آموزشی ایجاد کنیم و از این طریق، اشتراکاتی با ارزیابی عملکرد داشته باشیم. اما باید بدانیم که هدف اصلی فرآیند طبقه بندی مشاغل ، آموزش نیست؛ بلکه جزئی از دستاوردهای پیادهسازی درست آن است.
- بهصورت تمثیلی میتوان گفت که طبقه بندی مشاغل در سازمان، مانند آینده، وسط ماشین عمل میکند. توجه آن به چیزی که گذشته و مسیری که سازمان آمده است، دارد؛ اما ارزیابی عملکرد، مانند چشم راننده عمل میکند و بیشترین توجه آن، به مسیر پیش رو است.
اصلی ترین بازوی اجرایی در طبقه بندی مشاغل
اگر در سازمانی هستید که اولویت اصلی آن، پیش رفتن براساس قوانین کار و تأمین اجتماعی است، سراغ پیادهسازی این سیستم نروید. بازوی اصلی در اجرای طبقه بندی مشاغل ، سیستم حقوق و دستمزد است (حقوق و دستمزد، نه سیستم پاداش دهی در سازمان و جریمه). بر همین اساس، مؤلفه اصلی که برای انجام این کار نیاز دارید، داشتن اختیار برای تغییر و تعیین حقوق پرسنل سازمان است و اگر چنین اختیاری در سازمان وجود ندارد، خیلی بعید است که بتوانید این سیستم را «موفق» پیادهسازی کنید.
طبقه بندی مشاغل برای چه افرادی مناسب است؟
قبل از اینکه بهسراغ گامهای اجرایی برای این کار برویم، لازم است این نکته را درنظر داشته باشید که این سیستم، قرار نیست کل افراد تیم شما را شامل شود. در مثال تیم ۵۰ نفره برنامهنویسها، قطعاً افرادی هستند که دانش، مهارت، ارتباطات یا هرچیز دیگری دارند که برای سازمان بسیار ارزشمند است و اگر سازمان آن را از دست دهد، دچار خسارت زیادی خواهد شد. پس برای اینکه متوجه این ریسک نشوید، حقوق پرداختی این افراد را فراتر از استانداردها و بازه عرف سازمان میبرید تا از این طریق، ریسک خروج نیرو را کاهش دهید. پس توقع نداشته باشید که بتوانید سیستمی طراحی کنید که کل آن ۵۰ نفر را شامل شود. در بهترین حالت، شما میتوانید ۴۵ نفر را وارد سیستم طبقه بندی مشاغل خود کنید.
روش اجرای طبقه بندی مشاغل چیست؟
در ویدئو زیر، یک نمونه واقعی و سادهشده از پروژه طبقه بندی مشاغل که در سیمپل اچ آر پیاده شده است را باهم بررسی کردهایم و بهصورت کامل توضیح دادهایم که:
- گام اول در طبقه بندی مشاغل چیست؟
- چطور ملاکهای خود را برای طبقه بندی مشاغل پیدا کنیم؟
- چطور میتوانیم طبقه بندی مشاغل را در سازمان پیاده کنیم؟
- در هر فاز از طبقه بندی مشاغل، چه مراحلی را باید طی کنیم؟
شیوه های مختلف طبقه بندی مشاغل چیست؟
طبقه بندی مشاغل از مواردی است که روزبهروز، شاهد ارائه مدلهای جدیدی در آن هستیم. با درنظرگرفتن این نکته که هر یک از این مدلها دارای مزایا و معایبی هستند، بهصورت مختصر به بررسی چند نمونه از آنان میپردازیم اما این موضوع را در دوره جذب و استخدام بررسی کردهایم که پیشنهاد میکنیم حتما آن را مشاهده کنید.
- شیوه رتبهبندی پست شغلی (Ranking Job Post)
یک رویکرد خلاصه که تمام مشاغل سازمان را از آسان به سخت رتبهبندی میکند؛ ازجمله مزایای انجام این مدل طبقه بندی مشاغل ، سرعت در اجرا و سهولت در فهم برای همه پرسنل سازمان است. اما این شیوه بیدقتترین روش است؛ چراکه میزان سختی هر شغل را درنظر نمیگیرد و نمیتوان برای آن توضیح آورد. یعنی برای مثال، در مدل RJP شما شغل الف را بالاتر از شغل دیگری قرار میدهید، اما ازنظر شخص دیگری برعکس این قضیه درست است؛ زیرا ملاک مشخصی برای رتبهبندی تعیین نشده و توافقی است.
البته این مدل در شرایطی که در یک واحد که همه شرح شغل یکسان دارند، میتواند یکی از شیوههای مناسب باشد. برای مثال، در یک واحد ۶۰ نفر همگی درحال انجام یک کار هستند، مانند پاسخگویی به تماس مشتریان، حال اگر شما براساس یک ملاک مشخص رتبهبندی بین تمام آن افراد انجام دهید، با حفظ شرایط لازم، شاید بتواند مناسب باشد.
- شیوه طبقهبندی پست شغلی (Classifying Job Post)
این مدل تلاش میکند که شغلهای نزدیک بهم را در یک گروه قرار دهد و سپس مشابه شیوه Ranking Job Post آن گروهها را با یک دیگر مقایسه کند، انجام این کار در مقایسه با شیوه Ranking Job Post که تمام شغلها را با یک دیگر مقایسه میکرد به دلیل اینکه این مقایسه، گروه به گروه میشود، میتواند بهتر باشد و اعتراضات کمتری را ایجاد کند، زیرا در هر گروه تعدادی افراد وجود دارند که شرایط مشابه یک دیگر را تجربه میکنند، اما همچنان نیز این شیوه طبقه بندی میزان دشواری هر شغل را در نظر نمیگیرد و سنجه مشخصی برای رتبه بندی ارائه نمیکند، بعلاوه برای اینکه مشاغل مشابه را بتوانیم گروه گروه در کنار یک دیگر قرار دهیم، نیاز است که اشراف بالایی نسبت به شرح شغلی هر موقعیت داشته باشیم.
- شیوه مقایسه عوامل
این شیوه تحلیلی در طبقه بندی مشاغل روی سطح ارشدیت هر شغل بدون درنظرگرفتن سختی شغل عمل میکند. برای مثال، ممکن است در این شیوه، شما در سطح کارشناسی پنج سطح و در سطح کارشناسی ارشد سه سطح و در سطح مدیریت دو سطح تعریف یا حتی سطوح بیشتری اضافه کنید. سپس هر شغل را صرفاً براساس سطح ارشدیت آن تقسیمبندی نمایید.
البته از دشواریهای این شیوه، انتخاب درست مشاغل کلیدی و سطح ارشدیت آنان است که مجری این طرح، براساس تجربه گذشته و دانشی که خودش کسب کرده است و نه براساس استاندارد، این کار را انجام میدهد. همچنین سختی شغل نیز در آن درنظر گرفته نمیشود. برای مثال، ممکن است در واحد بازرگانی، یک نفر مدیر سطح دو باشد و یک نفر دیگر در واحد فنی نیز مدیر سطح دو باشد، اما میزان دشواری مشاغل این دو نفر درنظر گرفته نشده است.
- شیوه Analytical Point Ranking
در این شیوه از طیقه بندی مشاغل ، چهار فاکتور اصلی را مورد بررسی قرار میدهیم که شامل مهارتها، مسئولیتها، سختی کار و شرایط کار هستند. سپس هرکدام از این فاکتورها را به موارد ریزتری تبدیل میکنیم. اما کار اما اینجا تمام نمیشود و حتی با توجه به اهمیتی که برای سازمان دارند، به هرکدام از آن موارد جزئیشده «وزن» میدهیم.
برای مثال، ممکن است در مهارتهای موردنیاز یک شغل، «دانش حداقلی شبکه» موردنیاز و در شرایط کاری «توانایی انجام مسافرتهای کاری» نیز وجود داشته باشد و شما وزن بیشتری به «دانش شبکه» تا «مسافرتهای کاری» در آن شغل بدهید. سپس براساس نمرات و وزنهای دریافتشده این شیوه، یک نمره برای کل شغل بهدست میآوریم که ارزش کل شغل را در سازمان به ما نشان میدهد و میتوان ساختار حقوق و دستمزد را نیز با آن طراحی کرد.
این شیوه طبقه بندی مشاغل بهدلیل شفافیت بالا، مشخصبودن ملاکهای انتخاب و روند امتیازدهی، قابل اطمینان بهنظر میرسد. با این حال، بهدلیل نبود استاندارد مشخص برای امتیازدهی، احتمال سوگیری در آن وجود دارد. علاوهبراین، تمرکز بر ارزیابی عددی تمام جنبههای شغل باعث میشود که عواملی مانند خلاقیت، توانایی حل مسئله و هوش هیجانی درنظر گرفته نشوند.
برای اجرای این شیوه طبقه بندی مشاغل، لازم است که گامهای زیر را انجام دهید:
۱- ابتدا وزن هر یک از چهار عامل اصلی را مشخص کنید. برای مثال، ۴۰ درصد به مهارتها، ۳۰ درصد به مسئولیتها، ۲۰ درصد به دشواری کار و ۱۰ درصد به شرایط کاری اختصاص دهید.
۲- سپس به هرکدام از این عوامل با هر ریزدستهبندی که به آن نیاز دارید، نمرهای از یک تا سی (۱ – ۳۰) اختصاص دهید. برای مثال، ممکن است برای یک شغل به مهارت آن ۲۰، مسئولیت آن ۲۰، دشواری ۲۰ و شرایط کاری ۱۰ بدهید. بنابراین نمره کل آن بدون ظریب ۷۰ میشود.
۳- سپس باید ضریب را به آن اضافه کنید. ضریب را معمولاً عددی بین ۰.۱ تا ۰.۵ درنظر میگیرند. شما ممکن است ضریب مهارت را ۰.۴، ضریب مسئولیت را ۰.۳، ضریب دشواری کار را ۰.۲ و ضریب شرایط کاری را ۰.۱ درنظر بگیرید.
۴- سپس با درنظرگرفتن این ضریبها و حاصل ضرب هر عدد در ضریب آن، عدد مجموع وزنی شغل ما بهدست خواهد آمد که برای این شغل فرضی ۱۹ میشود.
- شیوه تحقیق بازار (Competitive Market Analysis Method)
به این شیوه Market based job evaluation نیز گفته میشود و تلاش میکند تا تنها براساس تکیه بر اطلاعات بازار ارزش مالی، شغلهای داخلی و جایگاه خود را پیدا کند. شاید مسخره بهنظر بیاید اما بسیاری از سازمانها از همین روش برای پیدا کردن بازه حقوقی که باید به پرسنل خود پرداخت کنند، کمک میگیرند. البته شاید منحصراً از این شیوه استفاده نکنند و روشهای دیگری نیز در کنار تعیین بازه حقوق خود داشته باشند، اما با توجه به اینکه جذب نیرو از خارج از سازمان یکی از کانالهای اصلی هر مجموعهای است و سازمان امکان توسعه تنها با کمک پرسنل داخلی خود را ندارد، بنابراین نیاز است که همیشه به بازار توجه شود.
البته این شیوه طبقه بندی مشاغل یک اشکال اساسی دارد و آن این است که توجه نمیکند ممکن است ارزش یک موقعیت شغلی در یک سازمان با همان موقعیت شغلی در سازمانی دیگر متفاوت باشد. همچنین معمولاً پیداکردن اطلاعات درست، قابل اعتماد و گسترده که قابل سنجش باشد، دشوار است.
طبقه بندی مشاغل به روش هی گروپ
این شیوه طبقه بندی مشاغل که به اصطلاح به شیوههای گوناگونی بیان میشود، مانند Hay system, Hay method, Hay Scheme ، همگی اشاره به همان هی گروپ (Hay Group) دارند که در دهه ۵۰ میلادی برای اولینبار توسعه یافت. البته شروع این مدل از سال ۱۹۸۴، تقریباً ۱۵۰ سال پیش، آغاز شده است. طبقه بندی مشاغل به روش هی گروپ بهعنوان محبوبترین شیوه در دنیا مورد استفاده قرار میگیرد و بهعنوان یک شیوه «تقریباً عادلانه» شناخته میشود. این روش براساس سه ملاک اساسی که هرکدامشان دارای جزئیاتی هستند، مشاغل مختلف در سازمان، بهویژه مشاغل مدیریتی، را طبقهبندی میکند. لازم به ذکر است که نقطه برتری طبقهبندی براساس هی گروپ در مشاغل مدیریتی است، هرچند که در سایر مشاغل نیز مورد استفاده قرار میگیرد. ملاکهایی که هی گروپ از آن استفاده میکند، شامل موارد زیر است:
- فاکتور دانش (The Know How)
منظور از «فاکتور دانش» در روش هی گروپ در طبقه بندی مشاغل ، تمام مهارت و علمی است که شخص برای انجامدادن شغل در سطح «استاندارد» به آن نیاز دارد که خود شامل سه دسته میشود: دانش فنی، مسئولیت مدیریتی و توان افزایش انگیزه در کارکنان. درواقع «فاکتور دانش» ارتباط زیادی با «تجربه» و «دانش» فرد دارد و نشان میدهد که شخص با مسئولیت، مهارت و تجربه خود، چقدر احتمال تصمیمگیری درست دارد. «فاکتور دانش» دارای سه بعد است و در زمانی که طبقهبندی به شیوه هی گروپ را انجام میدهید، باید به هرکدام از آنها امتیاز دهید:
ـ میزان دانش، مهارت، تجربه، تحصیلات و دانش خاص موردنیاز این شغل
ـ گستردگی مدیریت، به این معنی که چقدر نیازمند پیشبرد کارها بهطور همزمان است. برای مثال، گستردگی کارهای مدیر سطح اول در مقایسه با گستردگی کارهای مدیر ارشد، بسیار کمتر است.
ـ انگیزهبخشی در کارکنان نیز سومین بُعدی است که در «فاکتور دانش» مورد سنجش قرار میگیرد؛ به این معنی که هر مدیری، در ابتدا باید بداند که وظیفه دارد به افرادی که بهطور مستقیم کار میکنند، انگیزه ببخشد و ما از این بُعد از «فاکتور دانش»، میزان توانایی موردنیاز در انگیزهبخشی را مورد سنجش قرار میدهیم. برای مثال، مدیر بخش تشریفات در مقایسه با مدیر بخش بهداری بیمارستان، باید سطوح متفاوتی در انگیزهبخشی به کارکنان خود را دارا باشند.
- فاکتور حل مسئله (The Problem Solving)
فاکتور «حل مسئله» برروی شدت مسائلی که برای مدیر در سازمان ایجاد میشود و قدرت اختیاری که برای حلکردن آن دارد، تمرکز میکند. فاکتور حل مسئله را میتوان ترکیبی از خلافیت، دیدگاه، دانش و مهارتهای روانی دانست که مورد سنجش قرار میگیرد. بنابراین، میتوان گفت که فاکتور «حل مسئله» با فاکتور «دانش» در ارتباط هستند. فاکتور «حل مسئله» خود شامل دو بعد به شرح زیر است:
ـ میزان، سطح و اندازه آزادی عملی که مدیر در حلکردن مسئله دارد؛ به این معنی که در حل چه مسائلی میتواند بدون هماهنگی یا دستورالعمل با سایر مدیران یا افراد انجام شود.
ـ میزان توانایی مدیر در خلاقیت و نوآوری در حلکردن مسائل
- فاکتور مسئولیتپذیری (The accountability)
فاکتور مسئولیتپذیری تمرکز برروی «تأثیر» تصمیمات گرفتهشده، اقدامات انجامشده و نتایج بهدستآمده است. به بیان سادهتر، فاکتور «مسئولیتپذیری» را میتوان «تأثیری که آن کار برروی خروجی نهایی سازمان خواهد داشت» تعریف کرد. فاکتور مسئولیت پذیری در محیط کار دارای سه بُعد است که در هر شغل، مورد بررسی قرار میگیرد:
ـ آزادی عمل: به این معنی که شخص در شرایط گوناگون، چقدر میتواند برخلاف پروسهها و فرآیندهای مشخصشده عمل کند.
ـ میزان تأثیر: منظور میزان تأثیر مالی است که آن موقعیت شغلی در سازمان ایجاد میکند.
ـ گستره تأثیر: به این معنی که آیا آن موقعیت شغلی بهتنهایی برروی خروجی تأثیر مستقیم دارد یا افراد دیگری نیز در آن تأثیرگذار هستند یا آیا مشتری مستقیماً متوجه خواهد شد یا خیر.
شیوه های انجام طبقه بندی مشاغل چیست؟
مهمتر از انتخاب شیوهای که میخواهید طبقه بندی مشاغل را انجام دهید، آمادگی است که باید در سازمان ایجاد کنید. به احتمال زیاد، در پروژه طبقه بندی مشاغل شما، منافع گروهی را افزایش و منافع گروهی دیگر را کاهش خواهید داد. حال شما از هر مدلی استفاده کنید، فرقی نمیکند، هیگروپ، مرسر یا امتیازی، در هرصورت، پیشنهاد سیمپل اچ آر به شما این است ابتدا درک کاملی از این کار، که از جنس تغییر فرهنگ سازمانی است، پیدا کنید و سپس بهدنبال مدل مناسب بگردید. حتی میتوانید نگردید و از مدلی اختصاصی خودتان استفاده کنید! شما باید از علم مدیریت تغییر در این پروژه، کمال استفاده را ببرید و اگر بتوانید سازمان را با خود همراه کنید، حتی اگر مدل اشتباه باشد، امکان اصلاح و تغییر آن وجود دارد. اما اگر سازمان با شما همراه نباشد و شما بهترین مدل را از خود مکنزی هم وارد سازمانتان کنید، کاری را پیش نخواهید برد.
اصلی ترین دلیل شکست طرح طبقه بندی مشاغل چیست؟
از زوایای مختلفی میتوان شکست طرح طبقه بندی مشاغل در سازمان را بررسی کرد؛ اما همانطور که پیشتر بیان کردیم، این فرآیند بیش از اینکه یک پروژه اداری – نرمافزاری – اداره کاری باشد، پروژهای فرهنگی در سازمان است و یکی از اصلیترین گامهایی که شما در هر پروژه فرهنگی باید به آن توجه کنید، همراهکردن گروهی حتی کوچک با طرح خود است. اما در سازمانها میبینیم که سیستم طبقه بندی مشاغل در کارگروهی ویژه بهمدت طولانی مورد بررسی قرار میگیرد و به یکباره از ابتدای سال جدید یا ششماهه دوم سال، در کل سازمان اجرا میشود. در ابتدا سازمان نسبت به فیدبکهایی که نسبت به طرح دریافت میکند، مقاومت نشان میدهد تا اینکه بعد از گذشت چندماه و مشاهده ازدستدادن برخی بهترین نیروهای خود، به این نتیجه میرسند که طرح را جمع کنند و براساس همان سیستم و بدون نظام قبلی، حقوق پرداخت کنند تا کل سازمان استعفا ندادهاند.
اصلیترین دلیل شکست طبقه بندی مشاغل را میتوان این دانست که سازمانها علاقه دارند به یکباره این طرح در کل سازمان انجام شود و به پروژه طرح طبقه بندی مشاغل، به دید یک پروژه تغییر فرهنگی در سازمان نگاه نمیکنند.
دلایل شکست طرح طبقه بندی مشاغل چیست؟
دلایل متعددی وجود دارد که چرا طرح طبقه بندی مشاغل به شکست منجر میشود یا حداقل بازخوردی که دوست داریم را، از آن دریافت نمیکنیم که شامل موارد زیر است:
- دشمن سوپراستارها: کارمند توانمند در سازمان، علاوهبر انجام کامل امور محوله به خودش، معمولاً در امور سطوح بالاتر که الزاماً در شرح شغلی او نیست نیز وارد میشود و به همین دلیل است که او را توانمند میدانیم؛ ولی طبقه بندی مشاغل با محدودیت و چارچوبی که ایجاد میکند، مانع از این میشود که این افراد در سازمان ظهور پیدا کنند و خودشان را نشان دهند. بهطورکلی، این فرآیند، مخالف «خلاقیت» و «تغییر سریع» است. به همین دلیل است که برای سازمانهای نظامی بسیار کاربردی بوده؛ زیرا خلاقیت در جنگ، تنها در بالاترین سطوح فرماندهی توقع میرود و نه در کل سازمان. پیشنهاد میکنیم برای مطالعه بیشتر در این زمینه، مقاله خروج کارکنان از سازمان را مطالعه کنید.
- مانع رشد: طبقه بندی مشاغل امکان رشد سریع افراد را میگیرد. چقدر شاهد این بودهاید که شخصی که کمتر از ۳ سال است وارد سازمان شده، از شخص دیگری که بیش از ۱۰ سال در سازمان است، توانمندی بیشتری دارد و میتواند پیشرفت کند، اما سیستم طبقهبندی بهدلیل اینکه سابقه شخص کم است، این امکان را به او نمیدهد؟
- رو به زوال: بسیاری از مدلهایی که در این فرآیند استفاده میشوند، در دهه ۹۰ میلادی معرفی شدهاند و از آن موقع، هنوز بازنگری اساسی نشدهاند. البته همان مدلها هم اگر در جای درست مورد استفاده قرار گیرند، هنوز کاربرد دارند و میتوانند مفید باشند. اما در بسیاری مشاغل، نمیتوانند چابکی لازم را داشته باشند. از مواردی که هنوز هم طبقه بندی مشاغل میتواند برای آنها مفید باشد، میتوان به صنایع و کارخانه اشاره کرد که برای مثال، ممکن است در خط تولید، ۱۰۰ نفر از افراد با تخصصهای مشابه مشغول به کار باشند. صنایع تولیدی معمولاً میتوانند از سیستم طبقه بندی مشاغل استفاده کنند؛ زیرا سرعت تغییرات در آنها نسبت به حوزه تکنولوژی بسیار کمتر است.
- تخریب جذب و استخدام: بهدلیل اینکه طبقه بندی مشاغل تمام تمرکزش بر داخل سازمان است، موارد بسیاری پیش میآید که تیم جذب و استخدام با فرد متناسبی صحبت کرده است اما بازه حقوقی مدنظر شخص در سیستم طبقهبندی سازمان وجود ندارد. یا مهارتهایی که فرد دارد، ترکیبی از چند شغل داخل سازمان است. یا به هر نحو دیگری، شخصی که تازه قرار است وارد سازمان شود، در یکی از آن سه مورد، یعنی عنوان شغلی، مزایا یا شرح شغلی با چیزی که ما در سازمان داریم، تناسب ندارد. بنابراین، این احتمال وجود دارد که افراد زیادی را از دست بدهیم یا فرآیند جذب و استخدام خیلی کند شود.
22 پاسخ به “طبقه بندی مشاغل چیست؟ گام به گام تا اجرای طرح طبقه بندی مشاغل در سازمان + ویدئو”
سلام میخواستم بدونم ایا فیلم اموزش دوره طبقه بندی مشاغل بصورت کامل و مطالعه موردی دارید؟
چطور میشه تهیه اش کرد؟
از نظر یک فرد علاقهمند به مدیریت سازمانی، مدلهای طبقه بندی مشاغل مطرح شده در مقاله واقعاً قابل توجه هستند. برای مثال، چالشهای پیادهسازی طرح طبقه بندی مشاغل چیست و چه راهبردهایی برای غلبه بر این چالشها میتوان پیشنهاد داد؟ آیا رژیمهای خاصی برای سازمانهای با ساختار غیرمتمرکز وجود دارد که میتواند به بهبود فرایند کمک کند؟ پیشنهادات شما برای توسعه و گسترش این دانش چیست؟
شریفه گرامی
چالشهای پیادهسازی طبقه بندی مشاغل شامل مقاومت کارکنان، نبود دادههای دقیق، هزینههای اجرایی بالا و نیاز به بروزرسانی مستمر است. برای غلبه بر این چالشها، میتوان از ارتباطات شفاف، مشارکت کارکنان در فرآیند، استفاده از دادههای بازار و ابزارهای دیجیتال منابع انسانی بهره برد.
در سازمانهای غیرمتمرکز، مدلهای طبقهبندی مبتنی بر مهارت و شایستگی یا ساختارهای ماتریسی میتوانند کمککننده باشند، زیرا به انعطافپذیری بیشتر اجازه میدهند.
برای توسعه این دانش، مطالعه کتابهای تخصصی، شرکت در دورههای آنلاین مانند Coursera یا LinkedIn Learning و همکاری با تیمهای منابع انسانی در پروژههای واقعی توصیه میشود. همچنین، تحلیل روندهای HR و شبکهسازی با متخصصان میتواند درک عمیقتری ایجاد کند.
موفق باشی ✨
برای فردی که به مدیریت منابع انسانی علاقهمند است، مقاله طبقه بندی مشاغل نکات مفیدی را ارائه میدهد. اما سوال اصلی من این است که آیا فرآیند طبقه بندی مشاغل در سازمانها میتواند مستقل از ارزیابی عملکرد باشد؟ و اگر نه، چگونه میتوان بهطور همزمان در هر دو زمینه بهبود ایجاد کرد؟ آیا اجرای دوره طبقه بندی مشاغل میتواند به این رویکرد کمک کند؟ چطور میتوانیم از تغییرات سریعتر و رضایتبخش در هر دو زمینه بهرهمند شویم؟
سلمان گرامی
طبقه بندی مشاغل و ارزیابی عملکرد بهطور مستقیم به هم مرتبط هستند، زیرا تعریف دقیق نقشها و مسئولیتها بر نحوه ارزیابی کارکنان تأثیر میگذارد. برای بهبود همزمان، میتوان از سیستمهای شفاف ارزیابی مبتنی بر شاخصهای کلیدی عملکرد (KPI) استفاده کرد و بازخورد مستمر ارائه داد.
اجرای دورههای آموزشی طبق بندی مشاغل میتواند درک بهتری از ساختار شغلی ایجاد کند و مسیر رشد را برای کارکنان شفافتر سازد. همچنین، استفاده از ابزارهای فناوری منابع انسانی میتواند تغییرات را سریعتر و مؤثرتر کند.
موفق باشی ✨
ایدهی طبقه بندی مشاغل و نقش آن در پیشرفت پرسنل بسیار جذاب است. اما سوالی که دارم این است که چطور میتوان در محیطی که نرخ تغییرات و نوآوری بالاست، یک سیستم طبقه بندی مناسب طراحی کرد؟ همچنین، آیا وجود یک دوره آموزشی طبقه بندی مشاغل در چنین محیطهایی میتواند به کمک بیاید؟ اگر دورههای خاصی دارید که به این مسائل میپردازد، لطفاً پیشنهاد دهید. از نظر شما چه فرصتهایی برای بهبود فرآیند طبقه بندی مشاغل وجود دارد؟
احمد گرامی
در محیطهایی با نرخ تغییر و نوآوری بالا، طراحی سیستم طبقهبندی باید انعطافپذیر و ماژولار باشد تا بتواند به تغییرات سریع پاسخ دهد. استفاده از روش مبتنی بر شایستگی (Competency-based) بهجای تمرکز صرف بر شرح شغلهای ثابت، امکان تطبیق با تغییرات را فراهم میکند.
دورههای آموزشی طبقه بندی مشاغل میتوانند در درک بهتر اصول، روشهای مدرن و پیادهسازی عملی مؤثر باشند. پیشنهاد میشود به دورههایی با تمرکز بر مدل هی گروپ، شایستگیمحور و تحلیل شغلی در پلتفرمهایی مانند LinkedIn Learning یا Coursera مراجعه کنید.
ما در سیمپل اچ آر در حال حاضر دورهای برای طبقه بندی مشاغل نداریم اما وبینار و کارگاههایی در این زمینه برگزار میکنیم که اطلاعرسانیهای آن ازطریق ایمیل انجام میشود.
فرصتهای بهبود شامل پیادهسازی فناوریهای HR برای بهروزرسانی خودکار سیستم طبقهبندی، برگزاری جلسات بازنگری دورهای و افزایش شفافیت در مسیرهای پیشرفت شغلی است.
موفق باشی ✨
من بهعنوان فردی که هنوز در آغاز مسیر شغلی خود هستم، به روشهای مختلف طبقه بندی مشاغل آگاهی کافی ندارم. چطور میتوانم بهترین منابع آموزش طرح طبقه بندی مشاغل را پیدا کنم که بهطور عملی به من کمک کند؟ همچنین، علاقهمندم بدانم آیا راهی وجود دارد تا بتوانم در حین کارفرمایی در سازمانهای مختلف به این مباحث پرداخته و تجربه عملی بدست آورم؟ چطور میتوانم به بهبود فرایندهای مختلف تاثیر بگذارم؟ لطفاً راهنمایی کنید.
یلدا گرامی
برای یادگیری عملی طبق بندی مشاغل، میتوانید از کتابهای تخصصی منابع انسانی، دورههای آنلاین مانند LinkedIn Learning، Coursera و Udemy و همچنین منابع داخلی مانند راهنمای طبق بندی مشاغل وزارت کار استفاده کنید.
برای کسب تجربه عملی، میتوانید در پروژههای منابع انسانی سازمانها مشارکت کنید، در تیمهای HR بهعنوان کارآموز یا نیروی اجرایی فعالیت داشته باشید و با ابزارهای طبقه بندی مشاغل مانند روش هی گروپ کار کنید.
برای تأثیرگذاری در فرآیندهای سازمانی، پیشنهاد میشود با تحلیل دادههای منابع انسانی، ارائه راهکارهای بهبود ساختار شغلی و پیشنهاد سیستمهای ارزیابی بهتر نقش فعالتری در سازمان ایفا کنید.
موفق باشی ✨
توضیحات مقاله در مورد نقش طبقه بندی مشاغل در جلوگیری از ناعدالتی در پرداخت حقوق بسیار جالب بود. یکی از چالشهایی که ذهنم را مشغول کرده، امکان ایجاد تضاد با نیروی جذب و استخدام است. چطور میتوان این تضاد را مدیریت کرد تا فرایند جذب نیرو با سیستم طبقهبندی هماهنگ باشد و در عین حال افراد با مهارتهای مطلوب جذب شوند؟ آیا ابزار یا مدل خاصی وجود دارد که بتواند به تسهیل این فرآیند کمک کند و در کاهش اختلافات و اصطکاکها مؤثر باشد؟
سلمان گرامی
برای هماهنگی فرآیند جذب نیرو با سیستم طبق بندی مشاغل، بهتر است شرح شغلها بهطور شفاف و مبتنی بر نیازهای سازمان تعریف شوند تا معیارهای استخدامی با ساختار طبقهبندی هماهنگ باشد.
استفاده از مدلهای شایستگی (Competency Models) میتواند در ارزیابی مهارتهای موردنیاز کمک کند. همچنین، ابزارهایی مانند ATS (Applicant Tracking System) با قابلیت انطباق نیازهای شغلی با مهارتهای متقاضیان میتوانند به کاهش اصطکاک و تضاد میان تیم جذب و سیستم طبقهبندی کمک کنند.
برگزاری جلسات هماندیشی بین تیمهای منابع انسانی و جذب نیز میتواند درک بهتری از الزامات هر دو بخش ایجاد کند.
موفق باشی ✨
با توجه به فاکتور “مسئولیتپذیری” در روش طبقه بندی مشاغل هی گروپ، این سوال مطرح است که برای سنجش دقیق اثرگذاری تصمیمات کارکنان، چه ابزارها یا روشهایی میتوانند استفاده شوند تا نتایج قابل اتکا و دقیقی به دست آید؟ علاوه بر این، آیا در این فرآیند نیاز به نظارت مستمر برای اطمینان از دقت و صحت نتایج وجود دارد و چگونه میتوان این امر را در سیستم طبقه بندی مشاغل پیادهسازی کرد تا موجب بهبود عملکرد و انگیزه کارکنان شود؟
نیماد گرامی
برای سنجش دقیق اثرگذاری تصمیمات کارکنان در مدل هی گروپ، میتوان از روشهایی مانند شاخصهای کلیدی عملکرد (KPI)، تحلیل ۳۶۰ درجه و ارزیابی مبتنی بر اهداف (MBO) استفاده کرد. این ابزارها کمک میکنند تا اثر مسئولیتپذیری کارکنان بر نتایج سازمانی بهصورت دقیق ارزیابی شود.
نظارت مستمر از طریق داشبوردهای عملکردی و جلسات بازخورد منظم ضروری است تا صحت نتایج تضمین شود. برای پیادهسازی این نظارت در سیستم طبقه بندی مشاغل، میتوان فرآیندهای بازبینی دورهای را تعریف کرد که هم به بهبود عملکرد کارکنان کمک کند و هم انگیزه آنها را افزایش دهد.
موفق باشی ✨
طبقه بندی مشاغل یک اصل مهم برای شفافیت و عدالت در سازمانها است. اما به نظر میرسد که اجرای صحیح آن چالشهای زیادی به وجود میآورد. مشخصاً چه معیارهایی میتواند برای ایجاد سیستمهای حقوقی و مزایای منصفانه در چارچوب طبقه بندی مشاغل نقش مفیدی ایفا کند؟ همچنین، در پیاده کردن این سیستم، سازمانها چگونه میتوانند مانع از افزایش مصرف زمان و هزینه شوند، در حالی که هنوز عدالت و شفافیت را حفظ کنند؟ سوال دیگرم این است که در کجا باید از روش هی گروپ نسبت به روشهای دیگر استفاده کنیم؟
آلاله گرامی
برای ایجاد سیستم حقوق و مزایای منصفانه در چارچوب طبقه بندی مشاغل، میتوان از معیارهایی مانند مسئولیتهای شغلی، سطح مهارت، تجربه، تأثیرگذاری بر سازمان و شرایط کاری استفاده کرد. برای جلوگیری از افزایش هزینه و زمان، سازمانها میتوانند اتوماسیون فرآیندها، استفاده از دادههای بازار برای تعیین حقوق و پیادهسازی سیستمهای جبران خدمات انعطافپذیر را مدنظر قرار دهند.
روش هی گروپ زمانی مناسبتر است که سازمان نیاز به ارزیابی دقیق نقشها، مقایسه ساختاری مشاغل و ایجاد یک سیستم پرداخت رقابتی و عادلانه دارد. در مقابل، برای سازمانهای کوچکتر یا مشاغلی با ساختار ساده، ممکن است روشهای دیگر مانند رتبه بندی شغلی یا امتیازدهی سادهتر کارآمدتر باشند.
موفق باشی ✨
با سلام و احترام
ممنون از مقاله مفیدتان چطور میشه طرح را گام به گام داشت و اجرا کرد؟
با سلام و احترام
ممنون از آموزش های بی نظیرتون
چطوری میتونم فایل کامل اموزش و پروژه انجام شده طرح رو داشته باشم
سلام خدمت تیم قدرتمند Simple HR ؛
ابتدا واقعا سپاسگزارم برای تمام مباحث عالی و کاربردی که در سایت ارائه کردید ?
و بعد میخواستم لطف کنید ادامه فایل طبقه بندی مشاغل رو که استاد داخل ویدیو فرمودند رو برام ارسال بفرمایید
تشکر فراوان
توضیح مدرس عالی و فن بیان از اون عالی تر.خواستم بدونم آیا کلاس حضوری با این مدرس عزیز برگزار میشه
محمد حسین گرامی
باعث افتخار ماست که این ویدئوی آموزش طبقه بندی مشاغل برای شما کاربردی بوده.
درحال حاضر کلاس حضوری با این مدرس برگزار نمیشود.
موفق باشید ✨
سلام ویدئو بسیار عالی و توضیحات عالی تر اگر ادامه اش رو بخوام چکار باید انجام بدم؟
میترا رحیمیان گرامی
از اینکه این آموزش طبقه بندی مشاغل برای شما مفید و کاربردی بوده، خیلی خوشحالیم.
در حال حاضر این آموزش در همین مقاله و ویدئو قرار دارد و ادامه آن نیز طی آپدیت های آینده، به آن اضافه میشود.
موفق باشید✨